محمد علي حزين لاهيجي

36

فتح السبل ( فارسى )

و راه باطن راهى است كه خداى تعالى نمايندهء آن است و انبيا را براى هدايت و نمايش آن فرستاده و عقل هيچ كس در آن مستقل نيست و وصول به غايت و نهايت آن سعادت حقيقى و منتهى الكمال انسانى است و در فاتحهء ثالثه اشارت به بيان آن خواهيم نمود . و اللّه الموفق . فاتحهء أولى در ذكر اختلاف علماء و حقيقت علم كلام و حكمت « 1 » مخفى نماند كه اختلاف اهل علم در معرفت منحصر است در متكلميّت و حكميت و اختلاف متكلميت در معتزليّت و اشعريّت . و طريقهء تصوّف قسمى از اين اقسام نيست ، چه اختلاف اين اقسام در سلوك راه ظاهر و طريقهء استدلال است . و « تصوّف » سلوك راه باطن و غايت آنها حصول علم است . و غايت اين وصول عين و سلوك باطن ، مسبوق است به سلوك ظاهر . پس صوفى در اول يا حكيم باشد يا متكلّم ؛ و ادعاى تصوّف بدون استكمال طريقهء نظر ، به قانون هر اصطلاح باشد محض شيّادى است . و سخن در لفظ « تصوّف » و لغت آن نيست ، بلكه غرض ، سلوك معنوى و طلب وصول است كه عبارت باشد از فانى شدن از غير حق و باقى شدن به او ، و مكاشفات علميّه كه صوفيّه مدعى آنند مراد مشاهدهء حاصل و نتيجهء برهان است مجرد از اغشيهء وهم و خيال و معلوم به كشف بعينه معلوم به برهان است و تفاوت در جلا و خفاست و

--> هدايت وحى در اين باب امرى ضرورى مىباشد . اختلافات بسيارى كه ميان خداپرستان در اين زمينه پديدار گشته از روشن‌ترين دلايل صدق اين مدّعاست . نك : گوهر مراد ، بخش توضيحات ص 696 . ( 1 ) . در اين بحث نك : گوهر مراد ( چاپ كنگره حكيم لاهيجى ) . مطلب سوم از مقدمه « در ذكر اختلاف علماء و بيان غرض و فائده از علم كلام و حكمت » ص 38 به بعد كه ظاهرا نويسنده از آن كتاب فراوان بهره برده است .